ای حال نامعلوم ...... آروم باش آروم
-
تاریخ: 1401/4/9 ساعت: 1:02
خدا سلام همه چی خوبه، روبراههحسام که خیلی عوض شده خدا رو شکر زیاااااااااااااادمثلا یکیش همین توضیح دادنه دلیل مخالفتش با یه کاریه
کارا سودام
-
تاریخ: 1396/8/27 ساعت: 2:04
آخ حسام کاشکی الان که خوابی می شد بیام بیدارت کنم برت دارم ببرمت یه جایی تو دنیا که من باشم و تو داد بزنم بهت بگم دوست دارم ، چقدر دلم میخواد دردای تو دلم رو بدونیببینی که هر کاری میکنم دلم به زندگی گرم نمیشه چون تهش مثل روز برام روشنه ول
کمکم کن خدا
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 13:03
نشکرک علی بلائک کما نشکرک علی آلائکباید شکر کنم برا سختیای زندگیم ،شکر که کنم هم آرومم هم تهش خدا دست خالیم نمیذارهدارم از خونه داداشم برمیگردم دوباره گریم گرفته،وقتی خونوادمو می بینم بعد هی دروغ میگم من تهرانم من خوابگام،کار دارم،.... در حالیکه باهاشون تو یه شهرممیذارنم مترو و نمیدونن بعدش من وارد
روزای نامعلوم
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 6:36
هم دعا کن گره از کار تو بگشاید عشقهم دعا کن گره تازه نیفزاید عشق۱۵ تیر ۹۶ ساعت 02.47 خونه حسام اینام ،چند ماهیه اینجا زندگی میکنماوایلش سخت بود برام الان یکم عادت کردمراستشو بخوای چند وقتیه خیلی دلم گرفته مخصوصا از وقتی مامان اومد خونه معصومازم میخوان ازدواج کنن در حالی که از هیچی خبر ندارنیکم شبنم
کارا سودام
-
تاریخ: 1396/4/19 ساعت: 6:36
آخ حسام کاشکی الان که خوابی می شد بیام بیدارت کنمبرت دارم ببرمت یه جایی تو دنیا که من باشم و توداد بزنم بهت بگم دوست دارم ، چقدر دلم میخواد دردای تو دلم رو بدونیببینی که هر کاری میکنم دلم به زندگی گرم نمیشه چون تهش مثل روز برام روشنه ولی اینکه موندم پیشت دلیلش قلبمه که میخواد ثانیه ثانیه بیشتر باهات